معنی خریده
7 بازدید
[ خَ دَ / دِ ] (ن مف) بیع شده. مبیوع. (یادداشت بخط مؤلف): معاذاللََّه که خریدهٔ نعمتهایشان باشد کسی. (تاریخ بیهقی). هر بنده ای که هست به بلغار و هند و روم آن بنده را بسیم و زر خود خریده گیر. سعدی.
کلمات همقافیه با «خریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر