معنی خریدار گشتن
7 بازدید
[ خَ گَ تَ ] (مص مرکب) خریدار شدن. مایل بخریدن چیزی شدن. طالب خرید چیزی شدن. (یادداشت بخط مؤلف). || موافق شدن. طالب شدن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خریدار گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر