معنی خریدارجوی
7 بازدید
[ خَ ] (نف مرکب) فروشنده. طالب خریدار. خریداریاب. خریدارطلب : هم از گوهر و رنگ و روی فروشنده ام هم خریدارجوی.فردوسی. فروشنده ام هم خریدارجوی فزاید مرا نزد کرم آبروی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خریدارجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر