معنی خریت

معنی واژه خریت

0 بازدید
[ خَ ری یَ ] (مص جعلی، اِمص) خر بودن. کنایه از حماقت و سفاهت و نادانی است. (یادداشت بخط مؤلف). - امثال: کرهٔ خر از خریت پیش پیش مادر است.
[ خِ رْ ری ] (ع ص) راهبر استاد. راهنمای دانا. (از اقرب الموارد). دلیل حاذق. (یادداشت بخط مؤلف). ج، خَرارِت و خراریت: اما الفقه فهو [ ای ابوجعفر الطوسی ] خریت هذه الصناعة زمام الانقیاد... (روضات الجنات). || (اِ) مجازاً محک. مقیاس. معیار. ملاک. میزان. اندازه . (یادداشت بخط مؤلف).
[ خَ ] (اِخ) ابن راشد ناجی در کتاب فتوح سیف بن عمر از او نام برده است و از طریق زیدبن اسلم آورده که خریت بن راشد رسول خدا را بین مکه و مدینه در وفد بنی سلمةبن لوی ملاقات کرد و پیغمبر به کلام آنها گوش داد و سپس به قریش گفت اینان قوم شدیدالخصومتی اند. سیف می گوید در جنگ جمل خریت به مضر بود و عبداللََّه بن عامر او را عاملی کوره ای از کوره های فارس داد. زبیربن بکار می گوید خریت با علی علیه السلام بود تا آنکه حکمین حکم خود را دادند پس او علی را ترک کرد و بفارس رفت و علم مخالفت برافراشت و علی علیه السلام معقل بن قیس را با لشکری بسوی او فرستاد او نیز از عرب و نصاری مردم گرد کرد و بعرب دستور منع صدقه داد و بنصاری منع جزیه پس کثیری از نصاری که مسلمان شده بودند مرتد گشتند تا آنکه معقل به جنگ آنان رفت و رایتی برانگیخت و گفت هر که بزیر این رایت آید ایمن است پس کثیری از قوم خریت بزیر رایت او رفتند و از جان تأمین یافتند و بقیه شکست خوردند و در این واقعه خریت کشته شد. (از اصابه قسم اول ص ۱۰۹). او را خریت الناجی نیز می گویند. رجوع شود به اعلام زرکلی چ ۲ ج ۲ ص ۳۴۸.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید