معنی خرگیر کردن
7 بازدید
[ خَ کَ دَ ] (مص مرکب) بمسخره خرها گرفتن. گرفتن خر به بیگاری یا برای اردو. (یادداشت بخط مؤلف): گفت خیر است بازگوی خبر گفت خرگیر می کند سلطان.انوری. || بمشکل افتادن. به رنج افتادن. چون خر در وحل گیر کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خرگیر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر