معنی خرگوشک
6 بازدید
[ خَ شَ ] (اِ مصغر) مصغر خرگوش یعنی خرگوش کوچک. (از ناظم الاطباء) (از شرفنامهٔ منیری) (از آنندراج) (از برهان قاطع). || نام گیاهی است دوائی و قابض و دفع اسهال کند و آنرا بعربی آذان الارنب خوانند و آن نوعی از لسان الحمل است و بعضی گویند گیاهی است که اسبغول تخم آن است. (برهان قاطع). خمخم. (بحر الجواهر). خُبّة. (مهذب الاسماء). جرغوک. جرغون. (شرفنامهٔ منیری). زبان بره. نوعی بارتنگ. گل ماهور.
کلمات همقافیه با «خرگوشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر