معنی خرگز
7 بازدید
[ خَ گَ ] (اِ) زنبور بزرگ و کلان. || (حامص) دوره گردانیدن مجرم سوارکرده بر خر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خرگز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گز» برای سرودن شعر