معنی خرگدا
8 بازدید
[ خَ گِ ] (اِ مرکب) گدای مبرم. (ناظم الاطباء). گدای سمج. (یادداشت بخط مؤلف): خرگدائیست که بدخو کرده.سوزنی. خرگدائی بدو مسلم شد راست شد این لقب بدان کذاب.سوزنی.
کلمات همقافیه با «خرگدا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر