معنی خرگاهنشین
8 بازدید
[ خَ نِ ] (نف مرکب) آنکه در خرگاه نشیند. کنایه از رئیس و سرور قوم : خرگاه نشین بت پریروی همچون پریان پرید از آن کوی.نظامی. ای پیشرو سپاه صحرا خرگاه نشین کوه خضرا.نظامی.
کلمات همقافیه با «خرگاهنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر