معنی خرچسنه
5 بازدید
[ خَ چُ سُ نَ / نِ ] (اِ) تسنه گوگال. تسینه گوگال. خبزدوک. فاسیه. خاله سوسکه. سوسک سیاه. خاله چسونه. حشرهٔ سیاه به اندازهٔ مغز بادام که چون دست بدو برند بویی کریه از وی برخیزد. حیوانی است که بسیار تِس دهد. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خرچسنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر