معنی واژه خروهه
4 بازدید
[ خُ هَ / هِ ] (اِ) گوشت پارهٔ میان فرج زنان. (از برهان قاطع) (از آنندراج). تلاق. بظر. (از ناظم الاطباء). چوچوله. (یادداشت بخط مؤلف). خروسه. خروسک. || جانوری را گویند که صیادان بر کنار دام بندند تا جانوران دیگر فریب خورده در دام افتند و بعربی آنرا مِلْواح خوانند. (برهان قاطع). پایدام. (شرفنامهٔ منیری). خورد دام. خوردنی در دام. (زمخشری).