معنی خروشیده
8 بازدید
[ خُ دَ / دِ ] (ن مف) خروش کرده. || ناله شده. فغان شده.
کلمات همقافیه با «خروشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر