معنی خروشانیده
7 بازدید
[ خُ دَ / دِ ] (ن مف) آنکه بخروش واداشته شده. (یادداشت بخط مؤلف). || آنکه بگریستن امر شده. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خروشانیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر