معنی واژه خروالدیک
3 بازدید
[ خِ رْ وُدْ دی ] (ع اِ مرکب) بپارسی سرگین خروس گویند. گرم و خشک است در اول. چون نیم مثقال از آن بده مثقال سکنجبین میل کنند بلغم غلیظ را به قی دفع کنند و چون بر گزیدگی سگ دیوانه نهند نفع دهد. (از تحفهٔ حکیم مؤمن).[ خِ رْ وُدْ دی ] (ع اِ مرکب) بپارسی سرگین خروس گویند. گرم و خشک است در اول. چون نیم مثقال از آن بده مثقال سکنجبین میل کنند بلغم غلیظ را به قی دفع کنند و چون بر گزیدگی سگ دیوانه نهند نفع دهد. (از تحفهٔ حکیم مؤمن).