معنی خرهناک
5 بازدید
[ خَ رُ ] (ص مرکب) منور. تابدار. روشن. (ناظم الاطباء): به خلقان بر ببخشود ایزدپاک که بفرستاد زرتشت خرهناک. (از فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «خرهناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر