معنی خرنبل
7 بازدید
[ خَ رَمْ بَ ] (ع ص، اِ) زن گول. || عجوزهٔ فانی. (منتهی الارب). ج، خَرابِل. || الفی و آن گیاهی است دارویی. (یادداشت بخط مؤلف). و به جنگل شناسی ساعی ص ۲۷۸ رجوع شود.
کلمات همقافیه با «خرنبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر