معنی واژه خرمک
3 بازدید
[ خُ / خَ مَ ] (اِ) خرمهره، یعنی مهره ای از شیشهٔ سیاه و سفید و کبود که جهة دفع چشم زخم بر گردن کودکان بندند و خرتک نیز گویند. (از برهان) (ناظم الاطباء): ترسم چشمت رسد که سخت خطیری چونکه نبستند خرمکت بگلو بر.منجیک.[ خُ رْ رَ مَ ] (ص مصغر) مصغر خرم. (از برهان قاطع) (از آنندراج).[ خُ رْ رَ مَ ] (اِخ) نام قصری به نیشابور بروزگار غزنویان. (یادداشت بخط مؤلف).[ خُ رْ رَ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور، واقع در سه هزارگزی جنوب نیشابور. این دهکده در جلگه واقع است با آب و هوای معتدل. آب از قنات و محصول غلات و شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).