معنی واژه خرمه
3 بازدید
[ خُ رْ رَ مَ ] (اِخ) نام ناحیتی است از نواحی فارس بجانب استخر. (از معجم البلدان): خرمه شهرکی است خوش و هوا معتدل و آب روان و میوه و غله بسیار و قلعه ای است آنجا بر کوه سخت استوار معروف بقلعهٔ خرمه و جامع و منبر است. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۲۹). قلعهٔ خرمه قلعه ای محکم است در میان عمارتها و هوای آن معتدل و آب مصنعه دارد. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۵۹). از جانب شیراز شاه یحیی برحسب میعاد به اتفاق لشکری جرار متوجه یزد شد، از عقب او مبارکشاه انیاغ و جمعی از امراء بتکامیشی روانه گردانیدند. در حدود خرمه میان ایشان محاربه شد و بازگشتند. (تاریخ گزیده چ ۱ ص ۷۰۰).