معنی خرمن بردن
7 بازدید
[ خِ / خَ مَ بُ دَ ] (مص مرکب) استفاده از خرمن کردن. حاصل خرمن بدست آوردن. تخم از خرمن بدست آوردن. غله از خرمن بردن : کنون وقت تخم است اگر پروری گر امیدواری که خرمن بری. سعدی (بوستان). || در بین روستاییان «خرمن بردن» استفاده از خرمن کردن است. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خرمن بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر