معنی خرمنکوب
6 بازدید
[ خِ / خَ مَ ] (نف مرکب) آنکه خرمن کوبد. (از ناظم الاطباء): کفر و کذب این دو راست خرمن کوب نحس و فخر آن دو راست دامنگیر.خاقانی. || (اِ مرکب) ماشین یا آلتی که بدان خرمن کوفته و دانه از کاه و کوزل و مانند آن جدا کنند. (یادداشت بخط مؤلف). - ماشین خرمن کوب؛ قسمی از تراکتور که برای کوفتن خرمن بکار می رود.
کلمات همقافیه با «خرمنکوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر