معنی خرمنهاد
6 بازدید
[ خُ رْ رَ نِ / نَ ] (ص مرکب) خرم وضع. خرم اساس : بدان شهر بی چیز خرم نهاد یکی مرد بد نام او هفتواد.فردوسی. || صاحب روح شاد. دارای سرور قلبی. خوشدل.
کلمات همقافیه با «خرمنهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر