معنی واژه خرمنج
4 بازدید
[ خَ مُ ] (اِ مرکب) خرمگس، چه منج بمعنی مگس باشد. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء): ای تو تبتی مشک و حسودت زرغنج با بور تو رخش پور دستان خرمنج . حکیم ازرقی (از آنندراج). || مردم مفلوج را نیز گفته اند یعنی شخصی که فلج داشته باشد. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). || رنگی هم هست از رنگهای اسب. (برهان قاطع).