معنی خرمار
6 بازدید
[ خَ ] (اِ) سئیس. خادم اسب. (آنندراج). مهتر اسب. آنکه تیمارداشت اسب بکفالت اوست. || چاروادار. آنکه خر کرایه میدهد. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خرمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر