معنی خرمابن

معنی واژه خرمابن

3 بازدید
[ خُ بُ ] (اِ مرکب) درختی است از طایفهٔ نخیلات و از محصولات گرمسیری که دارای میوه ای است شیرین و لذیذ و گوارا موسوم بخرما و آنرا مخ نیز گویند و در جنوب <۵۳۰۶۴۰۰۷۰۱۹۷۱۷۰۱>... ایران این درخت بسیار فراوان است. (از ناظم الاطباء). باسقه. نَخْله (ج، نخل، نخیل). (یادداشت بخط مؤلف). مرحوم دهخدا میگویند: گااوبا اصل آنرا از بلوچستان میداند و گوید از آنجا بنواحی حارهٔ استوائی و استرالیا و اطراف بحر مدیترانه و مصر و غیره برده اند: پس پیغامبر علیه السلام آن خرمابنان که آن مردمان همی آوردند... (ترجمهٔ طبری بلعمی). چون عیسی از مادر جدا شد زیر آن خرمابن خشک اندر و آنجا نه آب بود و نه جوی. (ترجمهٔ طبری بلعمی). چو آبستنان اشکم آورده پیش چو خرمابنان پهن فرق بری. منوچهری. از اتفاق عجب را چون بخرمابنان رسیدیم پیلبان را یافتیم زیر این خرمابن پیل بسته و خرما میبرند. (تاریخ بیهقی). خاک سیه بطاعت خرمابن بنگر چگونه خوش خوش خرما شد. ناصرخسرو. گرچه خرمابن سبز است درخت سبز هست بسیار که خرما نبود بارش. ناصرخسرو. به خرمابنی ماند از دور لیکن بنسیه ست خرماش و نقد است خارش. ناصرخسرو. چون بشکاف کوهی رسید آنجا خرمابنی بود سالها برآمده بود. (قصص ص ۲۰۵). صبر کن کآنِ تست خرمابن تا بخرما رسی شتاب مکن. نظامی. زیر خرمابن ز خلقان او جدا زیر سایه خفته بین سایهٔ خدا. مولوی (مثنوی). تریک؛ خرمابنی که بار آنرا گرفته باشند. جداماة؛ خرمابن بسیاربار. جلده؛ خرمابن سخت و بزرگ که بی آب صبر تواند کرد. جلف؛ خرمابنان نر. خصاب، خصب؛ خرمابن. خضیره؛ خرمابن که غورهٔ آن سبز بریزد. خواره؛ خرمابن بسیاربار. خیسقان؛ خرمابن که بار کم آرد و غورهٔ آن متغیر گردد. دَرْدَرة؛ خائیدن غورهٔ خرمابن را. صفیه؛ خرمابن بسیاربار. عاتکه؛ خرمابن که کشش نپذیرد. عُثکول، عُثکوله، عِثکال؛ خرمابن بابار. هوانة؛ خرمابن دراز. (منتهی الارب).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید