معنی خرقه از دست... پوشیدن
6 بازدید
[ خِ قَ / قِ اَ دَ تِ دَ ] (مص مرکب) مرید کسی یا پیری شدن. (از آنندراج): مشرب من خرقه از دست صدف پوشیدن است تیغ بر سر می خورم گوهر بدامان می دهم. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خرقه از دست... پوشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر