معنی خرقهگشتن
7 بازدید
[ خِ قَ / قِ گَ تَ ] (مص مرکب) پاره گشتن. دریده شدن. چاک شدن : چون خرقه گشت بر کَتِف شب ردای قار شد غرق در غلالهٔ زر فرق کوهسار. اثیر اخسیکتی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خرقهگشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر