معنی خرف گشتن
5 بازدید
[ خَ رِ / خِ رِ گَ تَ ] (مص مرکب) گنگ شدن. گیج شدن. کندفهم شدن : تو نیز ای بخیره خرف گشته مرد زبهر جهان دل پر از داغ و درد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خرف گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر