معنی خرفت
6 بازدید
[ خِ رِ ] (از ع، ص) کندفهم. کندذهن. (یادداشت بخط مؤلف). کودن. بیحس. مبهوت. ازکاررفته. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خرفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر