معنی خرعب
6 بازدید
[ خَ عَ ] (ع اِ) شاخ یک سالهٔ درخت و شاخ تر و دراز و نازک و نورسته. || (ص) زن جوان نیکواندام و نرم. || زن سپید نرم و تناور و پرگوشت و باریک اندام. || مرد درازبالا و پرگوشت. (از تاج العروس) (از لسان العرب) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خرعب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عب» برای سرودن شعر