معنی خرسی
7 بازدید
[ خُ سی ی ] (ع ص نسبی) منسوب بخراسان. خراسانی. (از منتهی الارب).[ خُ سا ] (ع ص) آنکه بانگ نکند از شتران. (از منتهی الارب).[ خُ ] (اِخ) نام خاندانی بوده است. (از انساب سمعانی).[ خُ ] (ص نسبی) منسوب به مربعة الخرسی، نام محلتی در بغداد. (از انساب سمعانی).[ خُ ] (اِخ) نام شرط بغداد بوده. (از انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «خرسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر