معنی خرسول
6 بازدید
[ خَ ] (اِ مرکب) خر نامبارک و بی میمنت . (از انجمن آرای ناصری) (از آنندراج): آن یکی عیسی آن دگر خرسول آن سوم خضر و آن چهارم غول. حکیم سنائی (از انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «خرسول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر