معنی خرزده
5 بازدید
[ خَ زَ دَ / دِ ] (اِ) پرندهٔ کوچکی که بینی چهارپایان را بگزد. (از ناظم الاطباء). || جُعَل. (از ناظم الاطباء).[ خَ زَ دَ / دِ ] (اِ) نام کرمی است. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خرزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر