معنی خرزات
7 بازدید
[ خَ ] (ع اِ) جِ خَرْزة. رجوع به خرزه شود. - خرزات الملک؛ جواهر تاج پادشاه. (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). چون سالی بر پادشاهی میگذشت او بر تاج خود خرز می افزود که علامت مدت سلطنت او باشد. (از تاج العروس) (از لسان العرب). رجوع به الجماهر بیرونی شود.
کلمات همقافیه با «خرزات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر