معنی خرد خائیدن
6 بازدید
[ خُ دَ ] (مص مرکب) نرم کردن طعام. نرم جویدن. خوب جویدن. (یادداشت بخط مؤلف): بی شک نهنگ دارد دل را همی خساید ترسم که ناگوارد کایدون نه خرد خاید. رودکی. مرغزاری که فسیله گه اسبان تو گشت شیر کآنجا برسد خرد بخاید چنگال.فرخی.
کلمات همقافیه با «خرد خائیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر