معنی خردهٔ زر
6 بازدید
[ خُ دَ / دِ یِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) برادهٔ زر. ریزه های طلا. ریزه های زر: بس سبک پر مپر ای مرغ که می نامه بری تا ز رخ پای ترا خردهٔ زر بربندیم.خاقانی. || کنایه از ردی که در میان گل سرخ باشد و برای تنگ شدن فرج در فرزجه ها بکار برند و آنرا زرگل نیز گویند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «خردهٔ زر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر