معنی خردهمردم
6 بازدید
[ خُ دَ / دِ مَ دُ ] (اِ مرکب) مردم خرده پا. مردم کوچک. مردم پایین. طبقهٔ سوم : ازآنِ من آسانست که بر جای دارم و اگر ندارمی تاوان توانمی داد و ازآن یکسواران و خرده مردم دشوارتر که بسیار گفتار و دردسر باشد. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «خردهمردم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر