معنی خردهبین
6 بازدید
[ خُ دَ / دِ ] (نف مرکب) باریک بین. تیزفهم. هوشمند. باتمییز. دقیق. (ناظم الاطباء). باریک بین (لغت محلی شوشتر). کنایه از باریک بین و نکته دان. (آنندراج). عاقبت اندیش : با عدوی خرد مشو خردکین خرد شوی گر نشوی خرده بین.نظامی. چنین فتنه ای را که شد گرم کین اگر خرده بینی بخردی مبین.نظامی. بفکر معنی نازک چو مو شدم باریک چه غم ز موی شکافان خرده بین دارم. صائب. || عیب بین. (ناظم الاطباء): عزب را نکوهش کند خرده بین که میرنجد از خفت وخیزش زمین. سعدی (بوستان). خرده بینانند در عالم بسی واقفند از کار و بار هر کسی.شیخ بهائی. - خرد خرده بین؛ عقل نکته سنج. عقل نکته بین.
کلمات همقافیه با «خردهبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر