معنی خردهادیم
6 بازدید
[ خُ دَ / دِ اَ ] (اِ مرکب) تکه های چرم. قطعات چرم. ریزه های چرم. || خردهٔ ادیم (ترکیب اضافی، اِ مرکب) ته ماندهٔ سفره. ته سفره. خردهٔ سماط. آنچه از غذا در سفره باقی ماند. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خردهادیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر