معنی خردنقش
4 بازدید
[ خُ نَ ] (ص مرکب) کوچک نقش. آن پارچه که شکل های کوچک و خرد دارد: هر درختی پرنیان چینی اندر سر کشید پرنیان خردنقش سبزبوم لعل کار.فرخی. قبای سقلاطون بغدادی بود سپیدی سپید، سخت خردنقش پیدا. (تاریخ بیهقی). || آن که هیکل و جسم کوچک دارد.
کلمات همقافیه با «خردنقش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قش» برای سرودن شعر