معنی خردمرد
4 بازدید
[ خُ مُ ] (اِ مرکب) چیزهای سبک کم بها. || شکسته و ریزریزه. (از غیاث اللغات). و رجوع به خرد و مرد شود.
کلمات همقافیه با «خردمرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر