معنی خردل بری
6 بازدید
[ خَ دَ لِ بَ رْ ری ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حَرْشاء. لبسان. ایهقان. جرجیری بری. (یادداشت بخط مؤلف). در تحفهٔ حکیم مؤمن چنین آمده است: گیاه او را بترکی قچی نامند حرارتش کمتر از بستانی مفتت حصاة و جالی جلد و جهة سرفهٔ مزمن نافع و مقوی ذهن و ضماد او با ماست جهت سعفه مجرب و در سایر افعال مثل بستانیست.
کلمات همقافیه با «خردل بری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر