معنی خردان
6 بازدید
[ خُ ] (اِخ) یأجوج و مأجوج، چون کوتاه و خرد بوده اند: با تیغ پیش جمع بزرگان هندوان چون پیش خیل خردان سد سکندری. ابوالفرج رونی.[ خُ ] (اِخ) یأجوج و مأجوج، چون کوتاه و خرد بوده اند: با تیغ پیش جمع بزرگان هندوان چون پیش خیل خردان سد سکندری. ابوالفرج رونی.
کلمات همقافیه با «خردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر