معنی خرجینه
5 بازدید
[ خُ نَ / نِ ] (اِ) خُرج. (زمخشری) (دهار). چیزی از پلاس که زاد و رخت بر آن نهاده بر ستور بار کنند. (از ناظم الاطباء). جوال. باردان. گواله. گاله. دو توبره را بهم دوخته بالای چارپا اندازند. خرجین.
کلمات همقافیه با «خرجینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر