معنی خرجین
7 بازدید
[ خُ ] (اِ) چیزی باشد از پلاس که زاد و رخت سفر در آن نهاده بر ستور بار کنند. (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). خُرج. (منتهی الارب). خورجین : چو خرجین معده پر از می کنم بسر راه کوه سرین طی کنم. فوقی یزدی (از آنندراج). مرحوم دهخدا می گویند اصل آن در عربی خُرْجَین است یعنی دو خور (دو خرج) که در حالت رفعی «خرجان» میشود مگر آنکه بگوییم صورت نصب و جری برای آن علم شده است. || میوهٔ خشکی که مانند خرجین دو کیسه دارد مانند میوهٔ کلم و ترب. (از گیاه شناسی ثابتی ص ۵۲۴).
کلمات همقافیه با «خرجین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر