معنی خرجیدن
5 بازدید
[ خَ دَ ] (مص) چشم گریان داشتن و اشک ریختن. (ناظم الاطباء): همی بود با سوک مادر دژم همی کرد با جان شیرین ستم چو گودرز آن سوک شهزاده دید دژم شد چون آن سرو آزاده دید بخرجید و گفتش که ای شاهزاد شنو پند از نو مکن سوک یاد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خرجیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر