معنی خرجة
6 بازدید
[ خِ جَ ] (ع اِ) جِ خُرْج. خرجین ها. (از منتهی الارب) (از تاج العروس).[ خُ جَ ] (ع ص) بیرون شدکننده بسیار. منه: رجل خرجه ولجة؛ مردی که بیرون شد و آمد کند. (از منتهی الارب).[ خَ رَ جَ ] (اِخ) نام آبی است و فراء آنرا در «باب خاء» آورده است. (از معجم البلدان).[ خِ رَ جَ ] (ع اِ) جِ خُرْج. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خرجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر