معنی خرت و پرت
7 بازدید
[ خِ تُ پِ ] (اِ مرکب، از اتباع) آشغال. خرد و ریز. هنزر و پنزر. اسباب بی ارز. خاش و ماش. خارپوت.
کلمات همقافیه با «خرت و پرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر