معنی خرتوخر کردن
6 بازدید
[ خَ خَ کَ دَ ] (مص مرکب) بی تناسبی در هم آمیختن. (یادداشت بخط مؤلف). || حسابها را بقصد استفادهٔ نامشروع در هم ریختن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خرتوخر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر