معنی خرتنبلی
6 بازدید
[ خَ تَمْ بَ ] (حامص مرکب) عمل خرتنبل. عمل تنبل. عمل کاهل. (یادداشت بخط مؤلف): شاعران از هر طرف در نزد تو شعر آورند من بصدر تو خموش این است از خرتنبلی. سوزنی.
کلمات همقافیه با «خرتنبلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر