معنی خربار
5 بازدید
[ خَ ] (اِ مرکب) بار بزرگ. || خَروار. (ناظم الاطباء). تنگ. (یادداشت مؤلف). در اصطلاح مردم اصفهان، مقدار خربار ۱۶ من است بمن تبریز. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خربار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر